X
تبلیغات
بچه های علوم قضایی دانشگاه آزادلارستان

بچه های علوم قضایی دانشگاه آزادلارستان

یه داستان جالب و واقعی از دانشگاه خودمون...

یک داستان غم انگیز از یک دانشجوی علوم قضایی یا حقوق"

یک دانشجوی علوم یا حقوق عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بوده..
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد..
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه..
... ... ...
روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت
"اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.

ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد..
چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!

نتیجه اخلاقی این ماجرا. .
.
.
.
.
.
.

دانشجوهای علوم قضایی و حقوق هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 10:41  توسط متین  | 

دانشجو از دید پسران...

از دید دانشجویان پسر ( بیکاراشون البته ):


( نکته مهم : درتمامی موارد مثبت اندیشی فراموش نشود لطفا" )
- عشق است دوران دانشجویی مخصوصا" اگه یک شهر دیگه باشی
- شهریه رو که بابا جونی میده خرجمونم که خداجونی میرسونه
- شب با بر و بچس بریزیم دور هم و تا صبح ول باشیم و بگیم و بخندیم
- کلاسهای صبح برای خالی نبودن عریضه ( یا غریزه !! ) است .

 تفریحات سالم :

- قلیون

- ..... بازی ( فرض کنین حکما" مار و پله منظورمه !! )

- .... بازی ( فکر کنین سهوا" عروسک بازی منظورمه )

– اس ام اس بازی ( معمولا" طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران یافت میشود )

- کشتی ( از فرنگی و آزاد گرفته تا کشتی چوخه و کشتی کج ، همون تو سرو کله هم زدن خودمون)

- خدا پدر گراهام بیامرزه که تلفن اختراع کرد و مجدادا" خدا اپراتورهای مخابرات زیاد کنه که یکی مثل ایرانسل وقت خالی دانشجویان پر کرده و برای رفع خستگی و فراقت از بار سنگین درسها با طرح بنفش و قهوه ایش میتونی از بوق ساعت 12 تا خود ساعت 6 فکتو نرمش بدی

- قبل از رفتن دانشگاه حدود یک ساعت از وقتهای باطله جلو آینه میگذره و اینجا موها و ریش و سبیل تازه روییده بسیار نمایان شده و دقت و تمرکز بیشتری لازم دارن

عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :


- نمرات درخشان
- سوز عاشقی
- سینه ای پر از آه و پر از دود
- لباسهایی مستاجر*
- لوازم منزلی که گویای وقایعی تاریخی هستند و در طول این دوران شاهد گذر زمان و اتفاقات زیادی بوده اند از قبیل سوراخهای فراوان و دور سوخته به خاطر زغال قلیون ، رنگهای زرد آثار چای و  مراسم ...
- اعضا و جوارحی مصدوم به علت درگیریهای مختلف
- فراگیری آشپزی مخصوصا" انواع تخم مرغ و مشتقات آن، عدس پلو ، ماکارونی ، پلوتن ( تن ماهی + برنج) ، طریقه پیچیدن کالباس خشک و لیونر در لای نان و ...
- زخم معده
- بی خوابی مفرط و جغد گونه
- گوش گرفتگی ( به دلیل ازدیاد مکالمات )
- مرض شست گرفتگی ( به علت تعدد ارسال اس ام اس )

- در رفتگی عنبیه چشم ( شک نکنید به خاطر درس خوندن شدید )

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 13:25  توسط متین  | 

فقط ناراحت نشید ... در مورد پسرا هم مینویسم...

  دانشجو از دید دانشجویان دختر بیکار

 

مخارج شهریه و خورد و خوراک با ددی جون

چقدر زندگی بدون آقا بالا سر خوش میگذره ... آخیش ...
با اینكه دختران دائما" در حال غیبت هستند ولی همیشه در سر کلاسها حضور به هم میرسانند .( هر كی گفت چطوری !!؟ )
 كتابت، ویراستاری ، طراحی و صفحه آرایی جزوات مهمترین کار و حضور در کلاسها مهمترین وظیفه در داخل دانشگاه است .
گذراندن  دوره های حرفه ای و پیشرفته  علمی به نام  « آمار گیری » ، که در این زمینه مطلب فراوان است و به راحتی میتوان چندین روز اندر مزایای آمار و آمارگیری در دختران بحث كرد .(  فقط همینو بگم که سرعت پخش آمار و انتقال اخبار از سرعت نور بالاتر هست و کافیه یکی از پسران کلاس پاچه شلوارش پشت کفشش گیر کرده باشه ،  تا مستخدم خوابگاه  مرکزی  هم متوجه این امر مهم میشه و دلایل پیدایش و رخداد چنین اتفاقی در میزگردهای شبانه مطرح میشه و نتیجه آخر اینه که پسرک عاشق یکی از دختران اون جمع هست .)
 تفریحات سالم

میزگردهای شبانه پیرامون پسرهای دانشگاه  

گذراندن کلاسهای آرایشگری و گریم  

طراحی لباس و ابداع مد

 آشنا شدن با قلیان و طریقه چاغ* نمودن و کا دود کردن آن (* این چاغ با اون چاق فرق داره )

سر کار گذاشتن پسرها

 نقاشی کردن در جزوات و تزئین آنها جهت اهدا به نیازمندان !!

جستجو و تحقیق در علل کنشهای متفاوت پسران

 آموزش رذالت و شیطنتهای پسر کش  ، با این تفاوت که در دختران آخرش همیشه كار به گیس و گیس کشی ختم میشه )

 آشنا شدن با انواع خوراکهای سرد  ( فست فود ) و

 هفته ای هشت شب شرکت در تولد هم اتاقیها

-  تک زنگ زدن بی موقع و شبانه به گوشی پسران ( اونهایی هم که خیرخواه هستن برای اینکه دوستشونو صبح برای کلاس بیدار کنن تا صبح پلک رو هم نمیذارن )

- شرکت در تمامی تورهای سیاحتی ، زیارتی ، علمی تخیلی  ، تفریحی ، تحصیلی ، ترویجی ، تدریجی  و ...    ( كه آخرش هم هیچی .. )

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 16:9  توسط متین  | 

پس از روزها...

درود بر همه ی دوستان... نوشتن برای فراموش کردن است ولی من ...

 مینویسم

راستش خواستم از یه موضوع با خبرتون کنم که شاید این کار سالها

 بعد اشک و لبخند هایی رو متجلی کنه... یه دفتر صد صفحه ای با

 ۵۰ سوال بدستتون میرسه در نهایت صداقت جواب بدین تا اسکن

 همه صفحاتو بزارم توی وبلاگ ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 15:41  توسط متین  |